اعلام حضور

از چند روز قبل شروع شد:‌ مثل ماهی شروع کردی به حرکت کردن. حرکاتت را هر از گاه حس می کردم. بعد یکباره یک روز مثل یک معجزه شروع کردی به ضربه زدن و انگار برای اولین بار حضور خودت را اعلام کردی. حالا هر وقت غذا می خورم و بعد آرام یک جا می نشینم،‌ با ضربه های کوچکت می آیی و اعلام می کنی که هستی. وقتی حرکات ریزت را روی شکمم می بینم، احساسم وصف ناشدنی است. برق چشمان پدرت هم، وقتی امروز صبح حرکات تازه ات را دید وصف ناشدنی بود. 

/ 1 نظر / 30 بازدید
سحرآزاد

امیدوارم همیشه این کوچولو سالم و شاد باشه