اندر حکایت شغل 24 ساعته ی مادری

مدت ها از آخرین باری که موفق شدم چند خطی این جا بنویسم می گذرد. دوستانی هستند که می پرسند چرا دیگر چیزی نمی نویسی. شاید اینجا دیگر به نظرم رسانه کهنه ای برای نوشتن می آید. شاید وقتش را ندارم ،شاید بهتر می دانم برای کارها عقب افتاده ی دیگری وقت بگذارم که با وجود مشغولیت تمام وقت مادری یک طفل 6 ماهه انگار هیچ وقت به پایان نمی رسند. و هزار شاید دیگر.

قصد ندارم نوشتن را به غر غر بگذرانم که از قدیم گفته اند هر که خربزه می خورد، پای لرزش هم می نشید! اما فقط می گویم که هرگز فکرش را نمی کردم این شغل تمام وقت، تا این حد ساده و در عین حال سخت باشد. بلاتشبیه مثل شعر سعدی است: سهل و ممتنع!

مطلبی که برای نوشتن آن فقط به یک ساعت زمان نیاز داشتم،‌ الان طی چهار روز هم به سرانجام نمی رسد و ویرایش کتابی که پیش از این کار دو هفته ام بود، تا امروز تقریبا سه ماه طول کشیده و تازه به نیمه رسیده است! گاهی آرزو می کنم این شرایط را داشته باشم که بتوانم چند روزی به زندگی پیشینم برگردم. نه اینکه از داشتن پسرم خوشحال نباشم اما گاهی ناتوانی در انجام کارهای بسیار ساده ی سابق، بدجوری دچار افسردگی ام می کند. انگار دست و پایم بسته شده باشد و قادر به انجام هیچ حرکتی نباشم.

شاید فکر کنید سخت می گیرم، اما اگر شما هم جای من بودید و این شرایط را نداشتید که کسی از طفلتان پرستاری کند تا شما به کار بپردازید، حتما حال مرا درک می کردید. درست است که شاید ذهن مادری که بیرون از خانه کار می کند، مدام مشغول کودکش باشد، اما حداقلش این است که چند ساعت در روز، خارج از محیط خانه  می تواند به کارش رسیدگی کند. اما مادری مثل من باید با تحمل بی خوابی شبانه و دزدیدن وقت های اندکی خواب فرزندش در طول روز، تلاش کند که مثل قبل کارهایش را سروقت انجام دهد و چون نمی تواند، مدام خودش را سرزنش کند یا حرص بخورد. شاید بگویید کمال گرا هستم. هر چه دوست دارید بگویید اما واقعیتی که من هر روز با آن دست و پنجه نرم می کنم این است که از انجام ساده ترین کارها عاجز شده ام و این اصلا احساس خوبی نیست.

 

/ 19 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ماشا

سلام گرامي دوست مهربان. ايام رحلت پيامبر مهر و امام آرامش تسليت باد. ((واتوره ))با راه رويا و دو دوبيتي لكي به روز است و چشم به راه نقد و نظر نازنينت. براي ديدنت لحظه شماري ميكنم.

آدم

در سوز سرد زمستان ، تن داغ حوایم آرزوس تو این آشفته بازار معرفت نه حوا یک انسانم آرزوس

ماشا

سلام گرامي دوست مهربان.. واتوره با ((خمار خنده)) به روز است.شما هم به سفره سروده هاي من دعوتيد.قدم بر ديدگان من گذار و با نقد و نظرت چراغ روشن راهم باش.. تو را من چشم در راهم..

ماشا

اي برادران بي باور.. بلاي بيزاري آمده ست دعاي الفت بخوانيد.. سلام... واتوره با بلاي بيزاري به روز است. به ديدارم بيا. چشم به راه نشسته ام تا خود را در آينه نقد و نظرت ببينم..

ماشا

ساقی هُمالِ بیخ کَشِم بِکُش چوپُو فیرِنَک چیم رَشیم بِکُش ساقی عاشقی آشفتگی ئَه عاشقی ساقی آوارگی ئَه سلام گرامي دوست مهربان. واتوره با ساقي سيكت بام به روز است و چشم به راه ديدار و نقد و نظرت. به ديدارم بيا و دليل راه و عصاي انديشه ام باش. ..

ماشا

هَر شو درس دردْ ئِه بَرَه مَکَم دِلِم دَفتَرمَه، خویناوْ مَرکوئِمْ! سلام گرامي دوست مهربانم: واتوره با ((درس درد)) به روز است.ديدار شما و نقد عالمانه و نظر نازنينت مرا در راهي كه در پيش گرفته ام كوشا و کارا خواهد كرد. تو را من چشم در راهم....

ماه مهربون

سلام ! اینقدر دیر به دیر سر می زنم که از تولد پسرتون اصلاً با خبر نشدم. بی معرفت نیستم ولی خب گاهی زندگی بدجوری یقه آدم رو می گیره. خب تولدش رو تبریک می گم. نمی گم سخت می گیرید چون چیزی نیست که خودم تجربه کرده باشم و اگه تجربه نکرده باشم چطوری می تونم بگم که سخت می گیرید یا نه؟ ولی باید سعی کرد از هر چیزی لذت برد حتی بدقولی [نیشخند] (یاد فروید افتادم [نیشخند]) البته نه با اون تصویری که آخوندها از فروید ارائه کردن

ماه مهربون

سلام ! اینقدر دیر به دیر سر می زنم که از تولد پسرتون اصلاً با خبر نشدم. بی معرفت نیستم ولی خب گاهی زندگی بدجوری یقه آدم رو می گیره. خب تولدش رو تبریک می گم. نمی گم سخت می گیرید چون چیزی نیست که خودم تجربه کرده باشم و اگه تجربه نکرده باشم چطوری می تونم بگم که سخت می گیرید یا نه؟ ولی باید سعی کرد از هر چیزی لذت برد حتی بدقولی [نیشخند] (یاد فروید افتادم [نیشخند]) البته نه با اون تصویری که آخوندها از فروید ارائه کردن

ماه مهربون

سلام ! اینقدر دیر به دیر سر می زنم که از تولد پسرتون اصلاً با خبر نشدم. بی معرفت نیستم ولی خب گاهی زندگی بدجوری یقه آدم رو می گیره. خب تولدش رو تبریک می گم. نمی گم سخت می گیرید چون چیزی نیست که خودم تجربه کرده باشم و اگه تجربه نکرده باشم چطوری می تونم بگم که سخت می گیرید یا نه؟ ولی باید سعی کرد از هر چیزی لذت برد حتی بدقولی [نیشخند] (یاد فروید افتادم [نیشخند]) البته نه با اون تصویری که آخوندها از فروید ارائه کردن